توهمات الیور ساکس
توهمات الیور ساکس
کاور پشت

کتاب توهمات اثر الیور ساکس

تخفیف

عنوان انگلیسی کتاب: Hallucinations

مترجم: عهدیه عبادی 

ویراستار: دکتر فریبا خداقلی

مجموعه مطالعات میان رشته ای  /  قفسه جهان مغز

تعداد صفحه: 312 صفحه به همراه تصاویر رنگی

ترجمه فارسی این اثر، نخستین بار از سوی نشر سایلاو  منتشر شده است. 

معرفی کتاب

کتاب توهمات، آخرین اثر الیور ساکس، داستان سرای سرشناس دنیای مغز به شمار می آید. ساکس در توهمات، ارواح را به زبانی سحرانگیز و ملموس تداعی کرده است. او با روایت های داستان های جذاب، سرگرم کننده، عجیب و بعضا وحشتناک نشان می دهد مغز ما در حال ساختن دنیایی است که هیچ کس دیگری نه می تواند آن را ببینید و نه بشنود. او توهمات را از چیزی عجیب و ترسناک به بخشی از وجود انسان تبدیل کرده است. ساکس در در این کتاب از ترکیب منحصربه فردی از داستان های بیماران، خاطرات خود، اطلاعات علمی و ارجاع گسترده به ادبیات، هنر، موسیقی، تاریخ و فلسفه استفاده می کند که ویژگی همه آثار اوست. نشر سایلاو کتاب توهمات از الیور ساکس را برای نخستین بار در کشور با ترجمه عهدیه عبادی و در قالب یکی از کتاب های مجموعه مطالعات میان رشته ای منتشر کرده است.

معرفی کتاب توهمات

الیور ساکس ، این قصه‌گوی سرشناس جهان مغز، در آخرین کتاب خود پیش از مرگ به سراغ سرزمین ناشناخته توهمات رفته است. او در این کتاب با به تصویر کشیدن ارواح به زبانی سحرانگیز و ملموس، پرده از شگفتی‌های مغز و ذهن آدمی برمی‌دارد. ساکس در توهمات، شگفتی‌های عصب‌شناسی را با هنر قصه‌گویی خود درمی‌آمیزد و خواننده را همراه خود به گشت‌وگذاری ادبی در سرزمین تخیلی ادراک می‌برد. داستان‌های او در کتاب توهمات، جذاب، سرگرم‌کننده، تکان‌دهنده و گاهی وحشتناک به نظر می‌رسند.

ساکس در خلال داستان‌های خود نشان می‌دهد توهمات تنها مربوط به دنیای دیوانه‌ها نیست و جزئی اساسی از تجارب انسانی به شمار می‌آید. او داستان مبتلایانی به میگرن را به تصویر می‌کشد  که مدام هاله‌هایی از نور و حیوانات و آدم‌های لی‌لی‌پوتی را می‌بینند، نابینایانی که در دنیایی دیداری از توهمات غرق می‌شوند، افرادی که هرروز چهره‌های دقیق انسان‌های غیرواقعی و حتی دیوها و غول‌های ترسناک را می‌بینند، سوگوارانی که با «ملاقات» با عزیز موهوم و ازدست‌رفته خود آرامش پیدا می‌کنند، افرادی که توهمات مذهبی، تجربه خروج از بدن و حتی زندگی پس از مرگ را درست مثل واقعیت تجربه می‌کنند و درماندگانی که در تعامل با همزاد خود، حس ‌آگاهی و خویشتن خود را از دست می‌دهند…

الیور ساکس در این اثر مسحورکننده به  نقش مهم تجربه‌های توهم آمیز در شکل‌گیری هنر، فرهنگ و حتی مذهب نیز می‌پردازد. «آیا طرح‌های هندسی که در میگرن و دیگر بیماری‌ها دیده می‌شود، درون‌مایه هنر بومی را تشکیل می‌دهند؟ آیا توهمات لیلی‌پوتی منجر به پیدایش اجنه، شیطانک‌ها، لپرکان‌ها و پریان در فرهنگ‌عامه شده است؟ چگونه توهمات مذهبی یک نفر، می‌تواند بر زندگی میلیون‌ها نفر تأثیر بگذارد؟ آیا توهم وحشتناکِ دیدنِ کابوس، به معنای احساس سوار بودن موجودی شرور روی شخص و خفه شدن توسط آن، در ایجاد مفاهیم شیاطین و جادوگران یا بیگانگان شرور نقش دارد؟ آیا حملات «خلسه‌ای» مانند آنچه داستایفسکی تجربه می‌کرد، در ایجاد حس الهی ما نقش دارند؟ آیا تجربه‌های خروج  از بدن این احساس را ایجاد می‌کنند که می‌توان از بدن خارج شد؟ آیا بی ماده بودن توهمات منجر به ایجاد باور به اشباح و ارواح می‌شود؟ چرا همه فرهنگ‌های شناخته‌شده، بیش از هر چیز برای اهداف مذهبی و مقدس به دنبال داروهای توهم‌زا بوده و از آن‌ها استفاده می‌کردند؟»

توهم از نگاه الیور ساکس

آیا تابحال چیزی را دیده اید که اصلا وجود خارجی نداشته باشد؟ آیا تا به حال شنیده اید کسی اسم شما را در خانه ای خالی صدا زده باشد؟ آیا شده احساس کنید کسی در تعقیب شماست و بعد که سرتان را برگرداندید هیچ کس را ندیده باشید؟ شاید این تجارب، برخوردهای اولیه شما با توهم بوده باشد اما دنیای توهمات به مراتب ژرف تر و اسرارآمیزتر از این تجارب است. الیور ساکس با تاکید بر اینکه تعارف متفاوتی از توهم وجود دارد، تعریف کلی تری از این واژه ارائه می دهد: «به طورکلی، توهم ادراکی است که در غیاب هرگونه واقعیت بیرونی ایجاد می شود- به عبارتی، دیدن یا شنیدن چیزهایی که وجود خارجی ندارند.» اینکه چیزی که شما می بینید را هیچ کس دیگری نبینید، به تنهایی ترسناک است اما وقتی سلب اراده را نیز به آن اضافه کنید، احتمالا توهمات را بتوان به عنوان مرموزترین پدیده بشری نام نهاد.  توهمات غفلتا و ناگهانی ظاهر می شوند و قدمت آن ها به اندازه قدمت مغز انسان است. گذشته از محتوای رعب انگیز توهمات، اسارت فرد به دست توهمات بارز  است برخلاف تصاویری ارادی، توهمات تحت کنترل فرد نیستند و «هر زمان که بخواهند ظاهر یا ناپدید می شوند، نه هر زمان که شما بخواهید.»

کتاب توهمات : تلفیقی جذاب از ادبیات و علوم اعصاب

دهه هاست که ژانرهای مشخصی در دسته بندی کتاب ها وجود دارند. قصه گوها رمان می نویسند و دانشمندان برجسته آثار علمی را برای عموم به رشته تحریر درمی آورند. اما همیشه هستند افرادی که حوزه های مختلف را یکپارچه می کنند. بی تردید الیور ساکس را می توان بزرگ ترین و برجسته ترین قصه گوی دنیای مغز نام نهاد. روزنامه پلین دیر، کتاب توهمات از الیور ساکس را گشت و گذار ادبی نویسنده در سرزمین تخیلی ادراک می نامد. توانایی قصه گویی الیور ساکس، شگفت انگیز است. برای مثال، او تجربه دنیل برسلاو از مصرف مواد مخدر توهم زا یا LSD را اینگونه نقل می کند:

زمان به‌شدت منبسط شده بود. آسانسور «هر صدسال یک طبقه پایین می‌آید. به اتاق برمی‌گردم تا قرن‌های باقی‌مانده روز را سرگردان باشم. هر پنج هزار سال یا بیشتر، یک پرستار می‌آید (با چهره یک شیرکوهی، معادله دیفرانسیل یا رادیوی ساعت‌دار) و فشارخونم را می‌گیرد.»

جان‌بخشی و قصدمندی در همه جا جریان داشت، همین‌طور رابطه و معنا:

اینجا یک کپسول آتش‌نشانی در محفظه‌ای شیشه‌ای قرار گرفته که آشکارا نوعی نمایش است. اگر کمی با دقت نگاه کنی معلوم می‌شود که این هیولا زنده است؛ شلنگ لاستیکی‌اش را دور طعمه خود پیچیده و از طریق نازل گوشتش را می‌مکد. من و هیولا به هم زل می‌زنیم و بعد پرستار من را دور می‌کند. دست تکان می‌دهم و خداحافظی می‌کنم.

لکه روی دیوار جذابیتی نامحدود با چند برابر اندازه، پیچیدگی و رنگ است. اما مهم‌تر از این، آدم هر رابطه‌ای  که با بقیه جهان دارد را می‌بیند. یعنی تنوع بی‌پایانی از مفاهیم وجود دارد و آدم با هر فکر ممکنی که برای اندیشیدن وجود دارد سرگرم می‌شود. (کتاب توهمات – الیور ساکس- نشر سایلاو – صفحه 115)

ساکس در کتاب توهمات، داستان های فراوانی از توهمات را نقل می کند. و هر داستان توهم متفاوتی را در شرایطی متفاوت به تصویر می کشد. با این حال این داستان ها صرفا از ارزش ادبی برخوردار نیستند، ساکس در خلال روایت این داستان ها اطلاعات فراوانی از شگفتی های عصب شناسی را همراه با ارجاعات گسترده به ادبیات، هنر، روانشناسی، تاریخ و فلسفه در اختیار خوانندگان خود قرار می دهد.

سندرم شارل بونه: نابینایان بینا و ناشنوانایان شنوا

فصل اول کتاب توهمات با نام جماعت خاموش به سندرم شارل بونه اختصاص دارد. این سندرم به نام شارل بونه دانشمند علوم طبیعی نامگذاری شد. او محققی برجسته بود که از حشره شناسی، تولید مثل و گیاه شناسی تا روان‌شناسی و درنهایت فلسفه پژوهش می کرد. بونه وقتی شنید که پدربزرگش، شارل لولین، با از دست دادن بینایی «تصاویر ذهنی» می‌بیند، از او خواست تا روایت کامل آنچه می‌بیند را بیان کند و این آغازی برای شناخته شدن پدیده عجیب توهمات شارل بونه. ساکس این پدیده را پدیده بسیار رایجی می داند همچنان که در صفحه 25 کتاب می نویسد: طی بیش از سی سال کار در خانه‌های سالمندان و آسایشگاه‌ها، تعداد زیادی بیمار نابینا یا کم‌بینا دیده بودم که دچار توهمات دیداری پیچیده از نوع شارل بونه بودند (درست همان‌طور که تعداد زیادی بیمار ناشنوا یا تقریباً ناشنوا دیده بودم که توهمات شنیداری- و اغلب موسیقیایی- داشتند). ساکس در این فصل، داستان های جذابی از چشم های موسیقیایی گرفته تا توهمات پیچیده دیداری را روایت می کند. توهماتی که گاه فرد به واقعی بودن آن ها مطمئن است. او به بیماری اشاره می کند که از توهم تکثیر دیداری رنج می برد:

تکثیر دیداری مانند این- یا به عبارتی، چندبینی- می‌تواند شکل شدیدتری نیز به خود بگیرد. یک‌بار در یک رستوران، زلدا مردی را با پیراهن راه‌راه دیده بود که در حال پرداخت پول در صندوق بود. همان‌طور که تماشا می‌کرد، مرد به شش یا هفت نسخه یکسان از خودش تقسیم شد که همه پیراهن‌های راه‌راه پوشیده بودند و همه حرکات یکسانی داشتند- بعد دوباره جمع شد و به شکل یک شخص واحد درآمد. این چند‌بینی در مواقع دیگر می‌تواند کاملاً ترسناک یا خطرناک شود، مثل زمانی که در صندلی مسافر ماشینش نشسته بود و ناگهان دید که جاده مقابل او به چهار جاده یکسان تقسیم شده است. به نظرش می‌رسید که ماشین هم‌زمان در هر چهار جاده پیش می‌رود. (توهمات – الیور ساکس- نشر سایلاو – صفحه 32)

توهمات متعلق به دنیای دیوانه ها نیست

نگاه ساکس به مقوله توهمات، ستایش برانگیز است. ساکس نه تنها توهمات را جزئی جدانشدنی از زندگی افراد عادی می داند بلکه فرهنگ، مذهب و بسیاری از یافته های بشری را نیز مرهون توهمات می داند. بنابراین اگر جزو کسانی هستید که فکر می کنید توهمات تنها متعلق به دنیای دیوانه هاست، بهتر است پیش از خواندن این کتاب تجدید نظر کنید چراکه توهمات مشترکی بین خودتان و شخصیت های این کتاب خواهید یافت. ساکس به تحقیق بزرگ «سرشماری بین‌المللی توهمات بیداری در افراد سالم» اشاره می کند که در آن یک سوال ساده برای هفده هزار نفر ارسال شد: آیا تابه‌حال در زمان بیداری کامل، احساس صریح دیدن یا لمس شدن توسط موجودی زنده یا شیئی بی‌جان یا شنیدن صداهایی داشته‌اید که تا جایی که می‌توان فهمید، این احساس علت فیزیکی خارجی نداشته باشد؟

بیش از 10 درصد پاسخ مثبت دادند و از این تعداد، بیش از یک‌سوم صداهایی شنیده بودند. جان واتکینز در کتاب «صداهایی شنیدن» اشاره می‌کند که صداهای توهم‌آمیزی که «نوعی محتوای مذهبی یا فراطبیعی داشته باشند، بخش کوچک اما مهمی از این گزارش‌ها را تشکیل می‌دادند.» بااین‌حال، بیشتر توهمات ماهیتی عادی و روزمره داشتند. (توهمات – الیور ساکس- نشر سایلاو – صفحه 73)

مواد توهم زا و احوال دگرگون

ساکس مخدرها را راهی میان بر برای رسیدن حالت های معنوی متعالی می داند. با این حال تنها معتادان از مواد مخدر استفاده نمی کنند و فرهنگ های مختلف برای پیشبرد سروم خود رد سراسر جهان به آن متکی اند. «هر فرهنگی ابزارهای شیمیایی خاص خود را برای تعالی یافته است و در مقطعی، استفاده از این مواد مستی‌آور با اهداف سحر و جادو یا مراسم مذهبی نهادینه می‌شود. استفاده مذهبی از مواد گیاهی روان‌انگیز از سابقه‌ای طولانی برخوردار است و تا به امروز همچنان در مراسم مختلف شمن‌ها و آیین‌های دینی در سراسر جهان ادامه دارد. » ساکس از زمانی که خود دانشجوی پزشکی بود شیفته مواد توهم زا شده بود؛ این شیفتگی او را تا حدی پیش برد که بارها برای تجربه دست اول توهمات ناشی از این مواد دست به مصرف ان ها زده بود. ساکس علاوه بر حشیش از LSD و بذرنیلوفر پیچ نیز مصرف کرده بود.  او در فصل ششم تجربه خود از مصرف بیست قرص همزمان را توهمات خود را نیز توضیح می دهد:

به داخل خانه برگشتم و زیر کتری را برای درست کردن یک فنجان چای دیگر روشن کردم که عنکبوتی روی دیوار آشپزخانه توجهم را جلب کرد. وقتی نزدیک‌تر شدم تا به آن نگاه کنم، عنکبوت صدا زد، «سلام»! اینکه یک عنکبوت سلام کند اصلاً برایم عجیب به نظر نمی‌رسید (همان‌قدر که صحبت کردن خرگوش سفید برای آلیس عجیب نبود). گفتم، «علیک سلام» و به‌این‌ترتیب گفتگویی بین ما شروع شد که بیشتر در مورد موضوعات فنی فلسفه تحلیلی بود. شاید این مسیر با جمله اولیه عنکبوت در پیش گرفته شده باشد؛ اینکه آیا من فکر می‌کنم برتراند راسل پارادوکس فرگه را رد کرده است؟ یا شاید به خاطر صدای صریح، قاطع و راسل‌مانند آن بود (صدایی که از رادیو شنیده بودم، اما البته شکل مضحکی از آن را که در «فراتر از حاشیه» تقلید شده بود). کتاب توهمات – الیور ساکس- نشر سایلاو – صفحه 122

داستایفسکی و بیماری مقدس

اختلال الهام الهی نامی بود که بقراط به صرع نسبت داده شده بود. صرع از دیرباز با تشنج های پی در پی شناخته می شد و دربسیاری از فرهنگ ها از آن به عنوان بیماری مقدس نام برده می شد. تشنج های صرع به همراه خود توهمات عجیبی به همراه می آورند. این توهمات در برخی موارد، از محتوای مذهبی برخوردارند. ساکس از نقشی که توهمات در ظهور شاهکارهای ادبی داستایفسکی به همراه داشته پرده می بردارد. « شروع تشنج‌های داستایفسکی در زمان کودکی بود، اما در چهل‌سالگی‌اش، پس از بازگشت از تبعید در سیبری بود که دفعات آن‌ها بیشتر شد. (به نوشته‌ی همسر داستایفسکی) او در حملات بزرگ گهگاهش، «فریادی ترسناک، چنان فریادی که هیچ ویژگی بشری‌ای در آن وجود نداشت» سر می‌داد و سپس بیهوش روی زمین می‌افتاد. » دوستش یک بار تجربه یکی از تشنج های داستایفسکی را نوشته است:

هوا از صدایی بلند، پر شد و من سعی کردم حرکت کنم. احساس کردم بهشت ​​روی زمین آمده و من را احاطه کرده است. واقعاً خدا را لمس کردم. او به من ملحق شد. بله خدا وجود دارد. بعد گریه کردم و چیز دیگری به خاطر ندارم. شما آدم‌های سالم نمی‌توانید شادی ما مبتلایان صرع در ثانیه‌های پیش از حمله را تصور کنید… نمی‌دانم این سعادت چند ثانیه، ساعت یا ماه طول می‌کشد، اما باور کنید آن را با همه لذت‌هایی که ممکن است زندگی به ارمغان بیاورد، عوض نمی‌کنم. (توهمات – الیور ساکس- نشر سایلاو – صفحه 171)

ذهن شبح زده و توهمات

گفتیم که توهمات، انواع و اقسام متفاوتی دارند. ساکس شکلی از توهم را در فصل سیزدهم کتاب مورد بررسی قرار می دهد که شاید بتوان آن را غم انگیزترین نوع توهم داست. این توهمات «بازگشتی بی‌اختیار به تجربه‌های گذشته هستند. در اینجا، برخلاف فلاش‌بک‌های گاه تأثیرگذار، اما اساساً بی‌اهمیت در تشنج‌های لوب گیجگاهی، این گذشته‌ی بااهمیت- اعم از دوست‌داشتنی یا ترسناک- است که بازمی‌گردد تا ذهن را تسخیر کند؛ تجربه‌هایی چنان مملو از احساسات که تأثیری پاک‌نشدنی بر مغز دارند و آن را وادار به تکرار می‌کنند. چنین توهماتی ممکن است در اثر احساس گناه شدید به خاطر جنایت یا خطا نیز ایجاد شوند؛ گناهی که وجدان- گرچه با تأخیر- تاب تحمل آن را ندارد. توهم ارواح- روح بازگشته‌ی مردگان- به‌ویژه با مرگ خشونت‌آمیز و احساس گناه ارتباط دارد.»

هرگونه علاقه یا تهدید شدید ممکن است به توهمی منتهی شود که در آن، فکر و هیجانی شدید نهفته است. توهماتی که در اثر از دست دادن و سوگواری- به‌ویژه به دنبال مرگ همسر پس از ده‌ها سال زندگی مشترک- رخ می‌دهند شیوع بسیار بالایی دارند. از دست دادن پدر و مادر، همسر یا فرزند به معنای از دست دادن بخشی از خود است و سوگواری باعث ایجاد حفره‌ای ناگهانی در زندگی شخص می‌شود، حفره‌ای که به نحوی باید پر شود. این علاوه بر نوعی مشکل عاطفی و آرزویی دردناک برای متفاوت بودن واقعیت، مشکلی شناختی و ادراکی نیز  به شمار می‌آید. (توهمات – الیور ساکس- نشر سایلاو – صفحه 248)

تجربه نزدیک به مرگ و توهم همزاد

فصل چهاردهم کتاب توهمات با نام همزاد؛ توهم خود به مسائلی چون تجربه خروج از بدن و توهم همزاد می پردازد. نامه هایی که ساکس با بیماران خود رد و بدل کرده است از نارکولپسی و فلج خواب گرفته تا تجربه خروج از بدن و  پرواز در فضا را دربر می گیرند. ساکس علاوه بر روایت داستان بیماران خود در این فصل سعی می کند به چرایی آن ها نیز پاسخ دهد. تجربه توهم همزاد در اتوسکوپی و هوتوسکوپی نیز از دیگر مواردی است که الیور ساکس به آن ها می پردازد.

شکل حتی عجیب‌تر و پیچیده‌تری از توهم خود در «هوتوسکوپی» رخ می‌دهد؛ حالتی بسیار نادر از اتوسکوپی که در آن بین فرد و همزادش تعامل وجود دارد. این تعامل گهگاه دوستانه، اما در اغلب مواقع خصمانه است. به‌علاوه، ممکن است سردرگمی شدید در مورد اینکه کدام «اصل» و کدام «همزاد» است وجود داشته باشد، چراکه آگاهی و حس خویشتن معمولاً از یکی به دیگری جابجا می‌شود. ممکن است شخص ابتدا جهان را با چشمان خودش و سپس با چشمان همزادش ببیند و این می‌تواند این فکر را ایجاد کند که خودش- یا دیگری – شخص واقعی است. (کتاب توهمات – الیور ساکس- نشر سایلاو – صفحه 272)

دیدگاه‌ها

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب توهمات اثر الیور ساکس”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *